تبليغاتX
اخبار گیلان / Guilan News Agency/ سه شنبه، 26 شهریور، 1398


سه شنبه 21 شهریور 1391 23:29:42    تعداد بازديد: 2302    شناسه خبر: 156    بخش: مقالات سیاسی  نسخه چاپي
ضربه آل احمد بر پیکر روشنفکری بیمار
درباره جلال آل احمد نوشتن دشوار است آنهم از جانب کسی که خود احاطه ای بر آثار و افکار او ندارد.با اینهمه از  مطالعه جسته و گریخته مکتوبات او  می شود درسهائی گرفت و چیزهائی آموخت. آل احمد نویسنده ای زبردست و توانا و البته صاحب سبک است.حتی اگر نتوان گفت بهترین بی شک یکی از بهترینهای زمان خود است. اما اینجا بحث از هنر نویسندگی او نیست، بحث از محتوای نوشته های او و منش زندگی اوست.

آل احمد بسیار با مردم زمانه خود عجین بود و اثارش بی آنکه چونان اکثر نوشته های روشنفکران هم عصرش مجرد و انتزاعی و گسسته از اجتماع باشد، بازتاب و نمونه ای از زندگی جاری مردم زمانه خود بود. چنانکه خواننده داستانهای او چنان شخصیتهای داستان را درک و باور می کند و با آنها همذات پنداری می کند که گوئی خود یکی از آنهاست. خود آل احمد از اینکه مردم او را یکی از خودشان به حساب بیاورند و به او به دیده یک روشنفکر بریده از مردم و جامعه ننگرند، لذت می برده است؛ "یک روز که جلال در این سفر آخر به مشهد آمده بود ، با هم که راه می رفتیم، یک پارچه ای روی دوشش انداخته بود و یکی از این دهاتی ها که زوار حرم بود به جلال گفت: "بابا، این فروشیه؟" جلال گفت:"نه عمو جان ، نه عمو جان" بعد که طرف رفت دیدم جلال خوشحال شد. گفت این چقدر موفقیت بزرگی بود برای من. گفتم چی؟ گفتش اینکه دهاتی زوار مشهد، من را با تیپ خودش اشتباه کرد و این برای من موفقیت بزرگی بود.که لااقل آنقدر بهش نزدیک شده ام ، آنقدر به تیپش نزدیک شده ام که من را جزء خودشان در چشم همدم نگاه می کنند و من را عوضی می گیرند. یعنی آنقدر شبیه شدم که اشتباه می کنند. و این برای خود من موفقیت بزرگیه." (1)

جلال آل احمد مبارزه بی امانی با رژیم ستمشاهی داشت و از فضای سانسور و خفقان دوره پهلوی رنجها برده بود. در کلاسهای درسش، نشست وبرخاستهایش، سخنرانیها و یادداشتهایش و حتی داستانهائی که می نوشت، همواره گوشه چشمی به استبداد داشت و نیش و کنایه و لعن و نفرینی نثارش می کرد. در عین حال مساله استعمار خارجی و آلت دست بودن دولتهای جهان سوم در آن دوران برایش موضوع مهمی بود در واقع باید او را در زمره روشنفکران جناح منتقد سرمایه داری جهانی به شمار آورد. به طوریکه در بسیاری از آثار و از جمله در سفر به امریکا،انتقادات معنادار و تند و تیزی را خطاب به نماینده سیستم سرمایه داری مطرح می کند؛ " این[...] اینجا نشسته اند و خیال می کنند همه دنیا را با صنعت و I.B.M و قدرت ارتش امریکا می توان به یک طرف راند و غافل از اینکه این فواره به اوجش رسیده!"(2)

زندگی آل احمد بسیار پر فراز و نشیب بود، از کارهای متفرقه تا درس خواندن شبانه و مخفیانه و رفتن به نجف و برگشتن از آن و دل زدگی از مذهب و تا پیوستن به حزب توده و باز دل کندن از آن و گرایش مجدد به مذهب... همه اینها در کارنامه زندگی او قابل مشاهده است. اما خصوصیت او پنهانکاری نبود با صداقت و صراحت آمیخته با شجاعت به همه اینها اذعان دارد و در هر مرحله هم برای کارش توجیه و استدلالی.و آنجا هم که اشتباهی بوده صادقانه اعتراف کرده است. جالب آنکه وی با آنکه تقریبا با تمام نحله های اصلی فکری زمان خودش دمخور بوده و به هر گوشه ای سرکی کشیده، نهایتا با پذیرش حقیقت، بازگشتی به مذهب دارد چنانچه پس از برگشت از سفر حج معتقد است"امروز حقایق دینی چون زیر حجاب باطل مستور مانده است،  از آنجا که ابرهای متراکم تحجر و تعصب اکنون پرده گستر بر آیین راستین گردیده دیگر ستاره گوهر شب چراغ را از زیر انبوه نجات بخشید و با شکاندن پوسته­ها به مغز رسید.... انسان چه  بخواهد چه نخواهد خداپرست است و خداجویی ذاتی آدمی است و ذاتی لایتغیر است."(3)

به احتمال زیاد نقطه عطف آثار جلال آل احمد را می توان کتاب "غربزدگی" دانست. نوشته ای که شاید اگر نبود اکنون بسیاری از روشنفکران ما داعیه دار آل احمد بودند و بر مزارش نوحه گری می کردند. او به درستی تلقی مردم عادی کوچه و بازار از ویژگیهای روشنفکران را کشف کرده بود: فرنگی مآبی،  بی‌دینی یا تظاهر به بی‌دینی و درس خواندگی  از نگاه او سه ویژگی روشنفکران دوره آل احمد -و بلکه دوره های قبل و بعد او در این مملکت- بود. روشنفکرانی که نسبتی با مردم وآرمانهای آنها نداشتند.انتقادات بی پروای وی از روشنفکری بیمار عصر خود چنان ضربه ای به پیکره روشنفکران وابسته وارد آورده است که هنوز بعد از گذشت بیش از چهار دهه گیجی آن احساس می شود تا جائی که یکی از همین روشنفکران می گوید: " آل احمد اصلاً روشنفکر نیست. یک اکتیویسم سیاسی است. برای همین هم به حزب توده می‌پیوندد. به نیروی سوم ملحق می‌شود. به مرجع تقلید نامه می‌نویسد و همه این کارها را هم از موضع حزبی انجام می‌دهد. این چپ روی است، نه روشنفکری. روشنفکر نمی‌تواند این کارها را بکند!... روشنفکر صرفاً یک آدم منتقد و بلندگوی ضعیفترین صداهاست. منعکس کننده واقعیتهایی که به چشم هر کسی نمی‌آید و این کار کمی نیست..." (4)

راستی کدام انسان منصفی است که اعتراف نکند جلال آل احمد در بین روشنفکران معاصر خود، انعکاس ضعیف ترین صداهای ملت مظلوم ما درهنگامه ای بود که اکثریت قریب به اتفاق روشنفکران به گوشه ای خزیده و سرکوب و منکوب شده و یا به همکاری با رژیم پهلوی راضی و خشنود بودند؟

البته بدیهی است که که بین نظر چنین افرادی با نویسنده کتاب غربزدگی که شاه بیتش به مذاق میراث خواران روشنفکری منحط دوره مشروطیت  خوش نمی آید، زاویه هم باشد. آنجا که آل احمد می گوید:" شیخ شهید نورى نه به عنوان مخالف ((مشروطه )) که خود در اوایل امر مدافعش بود، بلکه به عنوان مدافع ((مشروعه )) باید بالاى دار برود. و من مى افزایم ، و به عنوان مدافع کلیت تشیع اسلامى...و من نعش آن بزرگوار را بر سر دار، هم چون پرچمى مى دانم که به علامت استیلاى غرب زدگى پس از دویست سال کشمکش بر بام سراى این مملکت افراشته شد".(5)

مظاهری که آل احمد علیه شان مبارزه می کرد هنوز از بین ما رخت بر نبسته، هنوز –علیرغم همه تغییرات-همان روشنفکری هست، همان ادا و اطوارها، همان جامعه و همان ضد ارزشها کم و بیش حضور دارند .گوئی جلال آل احمد  زنده است و فریاد می زند:"...و اکنون در لواى این پرچم ، ما شبیه به قومى از خود بیگانه ایم . در لباس و خانه و خوراک و ادب و مطبوعات مان و خطرناک تر از همه در فرهنگ مان . فرنگى مآب مى پروریم و فرنگى مآب راه حل هر مشکلى را مى جوییم... "(6)

منابع:
1-استحمار و راه سوم-سخنرانی دکتر علی شریعتی-1351
2- سفر به امریکا، جلال آل احمد، نشرآتیه ،ص219
3- یادنامه جلال آل احمد، به کوشش علی دهباشی، نشر شهاب،ص112
4- مصاحبه با خشایار دیهیمی قابل دسترس از آدرس : http://www.khabaronline.ir/detail/216844/weblog/mousavi
5-غربزدگی، جلال آل احمد
6- همان

محمد فرحی

منبع:گیلان آنلاین



تصاوير ديگر :
 


نظرات شما در مورد اين مقاله
نام شما : (اختياري)
آدرس ايميل : (اختياري)
نظر شما :

مقالات برتر
موزه میراث روستایی گیلانشاخص هاي اكولوژيك براي توسعه پايدار اكوتوريسم در گيلان10نقطه مناسب برای ماهیگیری در گیلانکوتاه از زندگی شهید املاکی مسجد صفی؛ تاریخی ترین مسجد رشترابطه گردشگری ورزشی با صنعت گردشگریتحولات دریای خزر 1- کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزرتحولات دریای خزر 3 - اقتصاد و محیط زیستکنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریای خزرسبزپوشان خطه گیلان
جديدترين عناوين
برگزاری نهمین نمایشگاه رایانه در گیلان تمام دانشگاه‌ها باید ماموریت‌گرا باشند تصاویر رژه خودروهای نظامی و انتظامی در بندر مرزی آستارا وجود 120 مدرسه نیمه تمام در گیلان برگزاری راهپیمایی ضدصهیونیستی در گیلان زنگ شکوفه‌های گیلان نواخته شد درمان بیماری ها با انگور سیاه راه اندازی مرکز نگهداری موقت بیماران اوتیسم در استان گیلان ساماندهی بانک اطلاعاتی نابینایان بهزیستی استان گیلان راه اندازی کلینیک تخصصی دیالیز در لنگرود پیکر افشین پرتو به خاک سپرده شد کشف محموله قاچاق چوب درختان جنگل های غرب گیلان در آستارا افزایش۳۰درصدی شهریه مهدهای کودک بهره برداری از بیمارستان‌های آستارا و رضوانشهر تا پایان سالجاری میراث فرهنگی گیلان اجازه تعرض به هیچ محوطه تاریخی را نمی‌دهد کشت دوم 90 هزار هکتار از شالیزارهای گیلان کشته شدن 50 نفر در جاده‌های گیلان وجود 80 گونه درختی در جنگل‌های هیرکانی گیلان افزایش گرایش جمعیت ایران به استان‌های شمالی جذب نیروهای حق‌التدریسی پیش دبستانی مناسب با نیاز استان‌ها نیست هشدار مدیریت بحران گیلان نسبت به بارش باران و احتمال آبگرفتگی معابر برگزاری دومین جشنواره « دریای دوستی کاسپین » در رشت گیلان نیازمند تاسیس آزمایشگاه نانوبیو تکنولوژی جریمه شدن پزشک جراح زیبایی در رشت کاهش 4تا 8 درجه‌ای دمای هوای گیلان پرورش راتون در 23 هزار هکتار از شالیزارهای گیلان برگزاری یادواره نخستین شهید فناوری اطلاعات گیلان برگزاری نخستین جشنواره حصیر گیلان وجود 200 عامل سرطان در تنباکوی قلیان برگزاری نمایشگاه الکامپ در گیلان